تبلیغات
دنیای مجازی - لیلة القدر ( شب قدر )
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز : 5
» بازدید دیروز : 4
» بازدید این ماه : 41
» بازدید ماه قبل : 39
» بازدید کل : 108
» آخرین بازدید :

الهی العفو...

تورا قدر اگر کس نداند چه غم     شب قدر را می ندانند هم

http://s4.picofile.com/file/7862150856/20pdnjo.jpg

ز مردم دل بکن یاد خدا کن خدا را وقت تنهایی صدا کن در آن حالت که اشکت می چکد گرم غنیمت دان و ما را هم دعا کن.
_______________________________________________________________

از عرش صدای ربنا می آید آوای خوش خدا خدا می آید فریاد که درهای بهشت باز کنید مهمان خدا سوی خدا می آید .


http://s4.picofile.com/file/7863227090/upload_parsibanner_ir.gif


http://s4.picofile.com/file/7863188602/54239922531281651441005419220622342626219.jpg

       ((( شب قدر است و طی شد نامه هجر... )))

باید خود را آماده کنم، سفر بزرگی در پیش دارم؛ می خواهم امشب، وسعت پرندگی ام را رها کنم!
باید فرصت را غنیمت شمرد!  باید این لحظه ها را قدر دانست!
می توان پرواز را تجربه کرد؛ فقط کافی است قدری سبک تر شویم؛ آن قدر سبک که نیروی هیچ جاذبه ای، زمین گیرمان نکند! شب های قدر نزدیک است. هر که دارد هوس «قُرب خدا» بسم اللّه ......
جادّه تقرب، قدم های عاشقانه ای می طلبد. دیگر مجال ماندن نیست! در این سرزمین برای ما جایی نیست. باید از خود این سرزمین زشتی ها ـ هجرت کنم؛ به آن دیگرم، سر بزنم. باید با تمام وجود، هجرت کنم!
از این «مَنِ» زمینی تا «آنِ» الهی، راهی نیست. این شب ها، کوتاه ترین راه رسیدن به آن جاست.
ببارید، چشم های روسیاه من! شاید که اشک ها، آبروی از دست رفته تان را باز گرداند. امشب شما وظیفه سنگینی دارید. باید هر چه توان دارید در طبق « اخلاص» بگذارید! شما باید جور تمام تن را بکشید.
به حال دستانم گریه کنید؛ به حال پاهای ناتوانم گریه کنید، که فردا، بر پل صراط، نلغزند! به حال شانه هایم گریه کنید که زیر بار سنگین گناه هایم در حال شکستند!
ببارید! چشم های روسیاه من! امشب، خدا مهربان تر از همیشه است!
این قطره های حقیر، کارهای بزرگی می کنند!
این اشک ها، خاموش کننده شعله های خشمی هستند که قرار است تنم را به آتش بکشند!
ببارید، ای چشم های روسیاه من! که من به مدد این اشک ها پا در جاده نهاده ام.
که من به امید این ناله زدن ها دل به دریا زده ام؛ وگرنه، دستانم تهی است و شرمساری ام را حدّی نیست!
کوله بار پر از گناهم را با مدد این اشک ها، سبک خواهم کرد! بسوز ای دل! بشکن ای آئینه زنگار گرفته من، بشکن که امشب، به این شکستن نیازمندم! تو که بشکنی، یعنی نیمی از راه را رفته ام! یک عمر، گردن کشی کردی و مرا هم به هر جا که خواستی بردی؛ به هر کجا که اراده کردی! باید امشب بشکنی، باید امشب بسوزی، که سوز تو کارها بکند. تو بشکنی، چشم ها نیز می بارند، دل بسوزد، اشک ها فوّاره می زنند.

باید وقت را غنیمت شمرد، شاید هرگز به شب قدر دیگری نرسیم.

http://s4.picofile.com/file/7863189779/url5646.jpeg

       ((( در شب قدر قدر خود را دان... )))

امشب، تا سحر، ستاره می چینم.
از تمام بندهای « جوشنم»، تمنّا می بارد.
دروازه های اجابت، جرأت استغاثه ام را دو چندان می کند.
دریچه ای رو به ملکوت و «خدایی که در این نزدیکی است»
مُصحف تو را پیش رو می گشایم.

http://s4.picofile.com/file/7863189030/98765.jpeg

تو را به حق اسماء جلاله ات، تو را به حق کرامتی که سابقه آن را بر روح و جانم نمایانده ای، تو را به حق عنایتی که در سایه سار آن، سال هاست ریزه خوار سفره نعمتت بوده ام، بر من ببخش همه نافرمانی هایم را، ای خوب بی همتا !
زیر سایه کلماتت، زیر سایه کتاب مقدّس نشسته ام؛ بِکَ یا اللّه  بِکَ یا اللّه
تو را به نام تو می خوانم؛ «یا مَنْ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی»
از شعله های عذابت بیم دارم؛ « یا مَنْ اِلَیْهِ یَهرَبُ الْخائِفوُن»
بنده شرمسارت را بپذیر، «یا مَنْ اِلَیْهِ یَفْزَعُ الْمُدینُون»
با تمام اشتیاقم به سویت آمده ام؛ سرمایه ام، محبّتی است که به عالم نمی دهم؛ «یا مَنْ بِه یَفْتَخِرُ المُحِبُّون» شکوه های دلم را می دانی.
آب توبه، چشم هایم را صیقل می دهد؛ امشب، سرنوشت مرا در «ماورا» رقم می زنند.
دستگیره های دعا، مرا به تو می رسانند؛ از خودم خالی می شوم.
تمام حرف هایم مسجّع شده اند؛
«
اَلْغَوْث اَلْغَوْث خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَب»
آهنگ بغضم، سکوت شب را می شکند.
همه پُل ها کوتاه شده اند. آسمان، روی دست هایم، بذر امید می پاشد. با دلم عهد کرده ام از نور آغاز شوم، عهد کرده ام، عهد نشکنم.

http://s4.picofile.com/file/7863190428/url78653.jpeg

صدای بال فرشتگان، در تمام فضا منتشر می شود. هوای این شب ها، عطر اجابت می دهد.
این شب های تا سحر روشن را به هیچ شب و روز و ساعتی نمی دهم؛ « لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»
بر چشم هایم نور بصیرت ارزانی دار، «یا أَبْصَرُ مِنْ کُلِّ بَصیرٍ»
می خواهم این ثانیه ها را به تمام زندگی ام پیوند زنم.
می خواهم این رکعت ها را به تمام نمازهایم سرایت دهم، می خواهم بر تن تمام واژه هایم، «جوشنی» بپوشانم از جنس نور و نیاز و اجابت.

http://s4.picofile.com/file/7863191391/58756786.jpeg

یا رب ز تو امروز عطا می طلبم هشیاری و بخشش خطا می طلبم مقبولی روزه و نماز و طاعات از درگه لطفت به دعا می طلبم.




:: مرتبط با: جملات ادبی و زیبا , مذهبی , عرفانی ,
:: برچسب‌ها: شب قدر , شب احیا , الهی العفو , امام علی , متن ادبی شب قدر , شب قدر است و طی شد نامه هجر , در شب قدر قدر خود را دان ,
:: لینک های مرتبط: رمضان الکریم , متن ادبی در باره امام زمان , ماه رجب ماه بندگی ,
ن : وحید 88
ت : جمعه 4 مرداد 1392
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
تبلیغات اینترنتی