تبلیغات
دنیای مجازی - موج مشکلات (داستان آموزنده)
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز : 5
» بازدید دیروز : 4
» بازدید این ماه : 41
» بازدید ماه قبل : 39
» بازدید کل : 108
» آخرین بازدید :

داستانک

گاهی بهترین عمل، بی عملی است.


روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم می زد که با مرد جوان غمگینی روبرو شد.

حکیم گفت: حیف است در چنین روز زیبایی غمگین باشی.

مرد جوان نگاهی به دور و اطراف خود انداخت و پاسخ داد: حیف است؟! من که متوجه منظورتان نمی شوم ،گرچه چشمان او مناظر طبیعت را می دید اما به قدری فکرش پریشان بود که آنچه را که باید، دریافت نمیکرد.

حکیم با شور و شعف اطراف را می نگریست و به گردش خود ادامه می داد و درحالی که به سوی برکه می رفت از مرد جوان دعوت کرد تا او را همراهی کند.......

به کنار برکه رسیدند، برکه آرام بود. گویی آن را با درختان چنار و برگ های سبز و درخشانش قاب کرده بودند. صدای چهچهه  پرندگان از لابه لای شاخه های درختان در آن محیط آرام و ساکت، موسیقی دلنوازی می نواخت. حکیم در حالی که زمین مجاور خود را با نوازش پاک می کرد از جوان دعوت کرد که بنشیند.

سپس رو به جوان کرد و گفت : خواهش می کنم یک سنگ کوچک بردار و آن را در برکه بینداز . مرد جوان سنگریزه ای

برداشت و با تمام قوا آن را درون آب پرتاب کرد. حکیم گفت:بگو چه می بینی؟ » مرد جوان گفت : «من آب مو جدار را

می بینم» حکیم پرسید: « این امواج از کجا آمده اند؟ » جوان گفت: «از سنگریزه ای که من در برکه انداختم.

حکیم گفت:

پس خواهش می کنم دستت را در آب فرو کن و حلقه های موج را متوقف کن. مرد جوان دستش را نزدیک حلقه ای برد و

 در آب فرو کرد. این کار او باعث شد حلقه های جدید و بزرگ تری به وجود آید. گیج شده بود. چرا اوضاع بدتر شد؟ از طرفی متوجه منظور حکیم نمی شد.

 حکیم پرسید:آیا توانستی حلقه های موج را متوقف کنی؟ » جوان گفت: «نه ،با این کارم فقط حلقه های بیشتر و بزرگتری  تولید کردم.

 حکیم پرسید : اگر از ابتدا سنگریزه را متوقف می کردی چه؟

 حکیم گفت: از این پس در زندگی ات مواظب سنگریزه های بسیار کوچک اشتباهاتت باش که قبل از افتادن آنها در دریای

 وجودت مانع آن ها شوی. هیچ وقت سعی نکن زمان و انرژی ات را برای بازگرداندن گذشته و جبران اشتباهاتت هدر دهی.

 آثار اشتباهات با توجه به بزرگی و کوچکی آنها بعد از گذشت مدتی طولانی و یا کوتاه محو و ناپدید می شوند. همان طور که

 اگر منتظر بمانی حلقه های موج هم از بین خواهند رفت. اما اگر مراقب اشتباهات بعدی ات نباشی، همیشه دریای وجودت

پر از موج و تشویش خواهد بود. بهتر است قبل از انجام هر عملی با فکر و تدبیر عواقب آن را بسنجی و سپس عمل کنی. بعد از حادثه ای بیهوده دست و پا زدن فقط اوضاع را بدتر می کند.




:: مرتبط با: داستانهای پندآموز , راههای موفقیت ,
:: برچسب‌ها: موفقیت , داستان کوتاه , داستان آموزنده , بهترین عمل , حکیم و جوان غمگین ,
:: لینک های مرتبط: جاده موفقیت , در محضر افلاکیان , داستان پسر5 ساله و پدر کارگرش , رازهای موفقیت ,
ن : وحید 88
ت : پنجشنبه 8 اسفند 1392
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
تبلیغات اینترنتی