تبلیغات
دنیای مجازی - بوی ماه عشق
 
دنیای مجازی
•٠✿☆ علـوم رایانـه ☆✿٠• وحید88
                                                        
درباره وبلاگ

---«« دنیای مجازی »»---
_________________________

به چشمان خود دروغ نگوییم
خدا دیدنیست.

چشمهایی که خدارا نبینند
دو گودال مخوفند

که برصورت انسان دهن باز کرده اند

وقتی احساس غربت می کنید
یادتان باشد

که خدا همین نزدیکیست.
یادتان باشد

که خدا هیچ وقت
شمارا از یاد نبرده است.

یادتان باشد که خدا اینجاست!
_________________________


مدیر وبلاگ : وحید 88
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 17 آبان 1391 :: نویسنده : وحید 88

(((محــــــــــــــــرم)))

محرم نزدیک است. خوب که گوش بدهی صدای سنج و طبل را از پشت پنجره می‌شنوی. روزهای عجیبی‌ست. روزهایی که احساس می‌شود گویی سقف آسمان پایین می آید و دل‌تنگی همه جا را فرامی‌گیرد. غمی در همة دل‌ها می‌نشیند و سکوتی معنادار در لحظه‌ها شکل می‌گیرد. صدای یاحسین در گوش و زیارت عاشورا سر زبانت است؛ محرم در راه است.

http://atasheentezar.persiangig.com/عاشورا/new_folder/جدا

 به اینجای سال که می رسم شمارش معکوس برای رسیدن محرم شروع می شه.قطره قطره اشک توی چشمم جمع می شه تا با رسیدن محرم سیلابی بشه و رهاش کنم.بغض لحظه لحظه سنگین تر می شه تا امانم رو ببره.ندای هل من ناصر به گوش می رسه.ندای.... .

توی این روز های ابری که بیشتر از هر زمانی انرژی دارم بوی محرم دلم به پرواز درمیاره.توی دنیای دیگه ای هستم.دنیایی که در و دیوارش با من حرف می زنه و با نزدیکتر شدن به لحظه وداع بیتاب تر می شه.امیدوارم نفسی باشه تا توی اون روز برای تو نفس نفس بزنم ارباب...


کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.

و چه زیبا گفته اند.

برای من و تو هم سرزمینی است بسان کربلا که باید در عاشورای خود فدایی حق و حقیقت زمان خویش باشیم و چه زیبا حسین ابن علی(علیه السلام) در عاشورا و کربلای خود، که سرآغازی برای ظهور عدالت علوی بود، راه هدایت به سوی کربلاها و عاشوراهای زمان را به ما نشان داد.

و اینک من تو باید کربلا و عاشورای خود را بشناسیم.

آن زمان و مکانی که باید کشته حق و حقیقت شویم و خوشا به حال آنان که کربلا و عاشورای خود را یافتند.

و من درمانده در کوچه‌ پس کوچه‌ها و کوره راههای دنیای فانی، بی اذن و کمک و یاری منتقم خون حسین(علیه السلام)، به خطا خواهم رفت و شاید

و شاید در لشکر یزیدیان باشم و خود ندانم.

پس ای آن کسی که هر صبح و شام بر مصائب جدت حسین(علیه السلام) می‌گریی تو را قسم به خون خدا، مرا دریاب.

و باز محرم در راه است

http://atasheentezar.persiangig.com/عاشورا/new_folder/جدا


  اینک محرم از راه می رسد

صدای پای کاروانیان است می شنوی؟

مظلومان آل ابراهیم را میگویم آمدند...

آسمان آبی بود و زمین مدینه از هرم سوزان خورشید تفتیده، و اینجا محله بنی هاشم.حسینم! برادر! شنیده ام که قصد سفر داری، منم، محمد، زاده حنفیه...

ای سوار سرگران، کم کن شتاب

 جان من لختی سبکتر زن  رکاب

جان برادر تو بهترین و عزیزترینی و من در پند تو سزاوارترین.یگانه هستی! قدری درنگ کن! راه سخت است و نا هموار، و اهریمنان در کمین نشسته اند، مبادا فریب اهل عراق، ستون خیمه علویان را واژگون سازد؟ جان جانان! چون دل به راه سپرده ای؛ لااقل از راهی سفر کن که عبد الله زبیر بدان سو رفت، تا گرفتار گرگان بنی امیه نگردی. و حسین، زاده فاطمه در پاسخ  می گوید: برادرم محمد؛ به سوی مکه می روم و از سرزمین حرام به سوی دل روانه خواهم شد.

نیایم "رسول گرامی اسلام" را در رویایی راستین دیدم که می فرمود: حسین به سوی خدا بشتاب، خدای بزرگ چهره لاله گون تو را می خواهد، در حالی که خاندانت در دست همراهیان ابلیس گرفتارند، دست هایشان بسته و در روی شتران بدون کجاوه به این سو و آن سو رهسپار.

و اکنون روز یکشنبه 28 رجب المرجب سال 60 هجری قمری است و امام علیه السلام راهی مکه می شود.

زمین خشک و سوزان و بیابان از فرط تشنگی تلظی می کند قافله در حرکت است، امیر کاروان بی امان، چون شیری غران به گرد کاروان می نگرد.

پنج روز کاروان در سینه تفتیده بیابان و صحرایی سوزان.

از یک سو "ذو الحلیفه" و مردان و احرامیان و از سوی دیگر دزدان و حرامیان از آل ابی سفیان.

و اینک شب جمعه سوم شعبان المعظم سال شصت هجری قمری امام علیه السلام و همراهیان با جسمانی خسته و بی امان به بیت الله الحرام می رسند و چهار ماه و شش روز در مکه مکرمه؛ مَحرم حرم می گردند.

مردمان در این ایام به زیارت امام می آیند، عبد الله ابن مطیع عدوی به حضرتش عرض می کند فدایت گردم کوفه سرزمین بد یمنی است مبادا به آن سو رهسپری.

نیایم "رسول گرامی اسلام" را در رویایی راستین دیدم که می فرمود: حسین به سوی خدا بشتاب، خدای بزرگ چهره لاله گون تو را می خواهد، در حالی که خاندانت در دست همراهیان ابلیس گرفتارند، دست هایشان بسته و در روی شتران بدون کجاوه به این سو و آن سو رهسپار.

کوفیان بودند که خون بابت را بر زمین جاری کردند و پشت برادرت را خالی ساخته و به آن آقای بنی هاشم نیرنگ روا داشتند.

مولای من در حرم بمان بدرستیکه تو آقای عرب هستی و در تمام حجاز هماوردی برای تو نیست، بخدا قسم اگر از میان ما بروی بنده دستان امویان خواهیم شد.

امروز روز ترویه است آقای خوبان و سرورجوانان بهشت در صحرای عرفات بر فراز جبل الرحمه با خدای بزرگ نجوا می کند: «اللهم انی ارغب الیک و اشهد بالربوبیته لک مقراً بانک ربی» خدایا من مشتاق توام و گواهی می دهم به پرودگاریت و اقرار می کنم که تو پروردگار منی.

روز ترویه، وادی عرفات و حسین تنها با «خدای حسین» معبود من بنده ات در آستان تست و از فرط عشق گویا که در فناء تو فانی گشته است.

و بدینسان وعده الهی نزدیک می شود زاده اسماعیل به مذبح می رسد.

آی کاروانیان این جا کجاست؟

عطش و آتش بردل غربت طعنه می زند و سنگ ریزه های سوزان کویر بر دلتنگی و خستگی کاروان نیشتر و بدنهای مالامال از تشنگی و گرسنگی آنان را می آزارد.

خورشید غروب دوم محرم، به آرامی خود را در سینه افق جای می دهد، سکوت بر کاروان سایه افکنده باز صدایی دوباره می پرسد اینجا کجاست؟

پاسخی خسته می آید: اینجا ساحل فرات است.

نام دیگرش چیست؟

مولای من نینوا، غاضریه، شفیه.

 نه؛ نه؛ نام دیگری هم دارد؟

فریادی در سینه خفته به پاسخ می نشیند آقای من اینجا کربلاست.

آری حسین به کربلا می رسد ودل کویر را در تب و تاب می اندازد. آسمان نیز چهره در هم کشیده است.

زمین بغض خود را فرو می برد و فرات بی صدا به گریه می نشیند.

سیاهی شب با سپیده صبح در می آمیزد صدای چکاوکان مرگ به گوش می رسد.

ای سیاهی کیستی که راه را بر ما بسته ای؟

منم حر پسر یزید ریاحی.

آقا!! از جانب عبید گماشته ام، راه کوفه بر شما بسته است.

 چند روزی بدین منوال گذشت، سپاهیان ایمان، همراه با سپاه کفر رو به سوی یک خدا داشتند، در صدر دو سپاه یک پیشوا به امامت می ایستاد و آن حسین زهرا بود.

اما ابلیس را نماینده ای بود در کوفه که سرشت او با قساوت و خونخوارگی پیمان بسته بود،همو نامه ای به سوی حر گسیل داشت که : راه را بر حسین سد نما و آنان را به سوی دشت سوزان کربلا روانه و آب را بر آنان ببند و عرصه را بر آنان تنگ ساز.

یگانه هستی! قدری درنگ کن! راه سخت است و نا هموار، و اهریمنان در کمین نشسته اند، مبادا فریب اهل عراق، ستون خیمه علویان را واژگون سازد؟

حال کاروانیان به کربلا رسیدند حضرتش فرمود «اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء»

بـــــار بگشـــــایید اینجـــــــا کربلاست

آب و خاکـــش با دل و جان آشنــاست

السّــــــــــلام ای سرزمین کـــربــــــلا

السّــــــــــلام ای منــزل و مـــأوای مـا

السّــــــــــلام ای وادی دلجوی عشق

وه چه خوش می آید اینجا بوی عشق

السّــــــــــلام ای خیمه گاه خواهـــرم

قتلگـــــــاه جــــانگـــــــــداز اکبــــــــرم

کــــــــــــربلا گــــــهواره اصغر تـــــویی

مقتـــــــل عباس نـــــــــام آور تــــویی

آمـــــــــــدم آغــــوش خود را بــــاز کن

بستــــــــــر مـــهمان خود را ســاز کن...

قافله شهادت در دل غاضریه خیمه می زند امام می فرماید : بخدا قسم اینجا شهادتگاه ماست کودکان ما را در این وادی به اسارت می برند و جگر گوشه هایمان در این وادی به خاک و خون می غلتند.

نفیر مرگ با آمدن پسر سعد بن ابی وقاص به صدا در می آید.

قاصد نفرت و غیض به سوی امام می آید چرا به عراق آمده اید؟

امام در پاسخ می فرماید عراقیان خود مرا با نگاشتن نامه خوانده اند اکنون اگر از آمدن من کراهت دارید به حجاز باز می گردم، "عمر" نامه ای به ابن زیاد نوشت و ماجرا را گزارش کرد، آن کور دل دنیا و آخرت در پاسخ گفت:حال که چنگالهای ما به سوی او نشانه رفته است امید بازگشت به حجاز دارد؟

دیگر راهی برای او نمانده است.

صدای نفیر بلند و بلند تر می شود.

و ناگهان هاتفی از آسمان بانگ بر می آورد: قتل الحسین بکربلا عطشاناً....





نوع مطلب : جملات ادبی و زیبا، مذهبی، 
برچسب ها : باز این چه شورش است که در خلق عالم است،
لینک های مرتبط : لبیک یا حسین(ع)، جملات زیبا درمورد عاشورا و تاسوعا، یا علی اصغر(ع)،




دوشنبه 29 آبان 1391 09:56 ب.ظ
شنیده ام پیامبر بر گلوی حسین بوسه می زد...او می دانست که این گلو....

یاحسین...
در بین الحرمین دل با یک یا حسین کربلایی شویم..
یا حسین...
التماس دعا!
حسینی که شدی "التماس دعای من"یادت نرود...

متشکرم از حضورتون در کلبه ی یاسی ترین یاس
وحید 88ممنون
یکشنبه 28 آبان 1391 05:36 ب.ظ
سلام آوحید .
من سفرنامه را نوشتم . خوشحال میشم سر بزنید .
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا .
وحید 88با کمال میل
یکشنبه 28 آبان 1391 08:29 ق.ظ
سلام .
حسینه یرلر آغلار گویلر آغلار , بتول و مرتضی پیغمبر آغلار .
سلام بر همه مخصوصا آوحید .
فرا رسیدن ایام محرم و ایام روضه و عزاداری اباعبدالله بر همه ی مومنان و شیعیان علی تسلیت و تعزیت باد .
در این ماه دلتون اگه شکست ما رو فراموش نکنید .
حیدر حیدر حیدر ...........حیدر
یا حسین
وحید 88محتاج دعاییم حاجی
شنبه 27 آبان 1391 03:05 ب.ظ
بازم محرم
باز روضه ی چشماتون
باز مرثیه ی بارون
باز گریه ی زهرا...
وحید 88ممنون از نظرتون
جمعه 26 آبان 1391 04:29 ب.ظ
دانلود مداحی از برادر سید کاظم ملکی و برادر هادی قهرمانی

لطفا به آدرس زیر مراجعه بفرمایید:


http://www.0up.ir/do.php?filename=Recorded-Audio-Nov-12-2012-09-04-42-PM.mp3


ضمنا تاریخ ظبط این مداحی 91/8/25 می باشد....
وحید 88باشه حتما
پنجشنبه 25 آبان 1391 11:40 ب.ظ
گاه آرام اشک می ریزد...

گاه بغض می کند...

و دوباره بغضش می شکند و ...

آسمان فهمیده..محرم است...

او هم می داند که حسین به قربانگاه می رود...

اشک می ریزد به عشق حسین...



سلام دوست خوبم این ایام جان سوز رو بهتون تسلیت میگم ...آپم ومنتظر حضورتون هستم
وحید 88منم تسلیت میگم
سر میزنم حتما
پنجشنبه 25 آبان 1391 08:38 ب.ظ
خورشیدم و شهاب قبولم نمیکند،
سیمرغم و عقاب قبولم نمیکند...
ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت!؟
عکسی شدم که قاب قبولم نمیکند...

وحید 88ممنون از نظرتون
چهارشنبه 24 آبان 1391 02:10 ب.ظ


بسم الله.
حواست که هست؟
حسین (ع) را منتظرانش کشتند و اینک تویی و این زمانه آخر ! این بقیة الله،این الطالب بدم المقتول بکربلا.
حواست که هست؟محرم دگری آمد و صدای قافله‏ی عشق می‏آید
وحید 88مرسی از نظرتون
سه شنبه 23 آبان 1391 11:51 ب.ظ
بازم محرم
باز روضه ی چشماتون
باز مرثیه ی بارون
باز گریه ی زهرا...
وحید 88تشکر میکنم از نظری که دادید
شنبه 20 آبان 1391 11:52 ب.ظ
سلام داداش.آره دیگه کم کم بوی محرم هم داره میاد
وحید 88مارو هم تو این ماه محرم دعا کنید
جمعه 19 آبان 1391 09:18 ب.ظ
محرم نزدیک است..
دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخوان ای دل که صبرم رفته از دست
بخوان ای دل محرم آمد از راه
بخوان ای دل تو با عباس بی دست...

وحید 88خیلی جالب بود تشکر میکنم
جمعه 19 آبان 1391 05:02 ب.ظ
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است
.............................................................................
با دو تا مطلب آپم
منتظر حضور گرمتون
وحید 88باشه حتما
جمعه 19 آبان 1391 01:29 ب.ظ
دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم
فردا كه كسی را به كسی كاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه كنم!
وحید 88ممنون از نظرتون
جمعه 19 آبان 1391 10:49 ق.ظ
لینک شدید
وحید 88تشکر
جمعه 19 آبان 1391 10:20 ق.ظ


آنانکه ساعتی راازمجلس حضرت سیدالشهداءدریغ میدارند چگونه مدعی حضوردر کربلایش هستند.
چگونه بانزدن سینه ونریختن خونی در راهش ادعای جان دادنشان میشود
عشق یک سینه و72سرمیخواهد...بچه بازیست مگر...عشق جگر میخواهد...

وحید 88یاشا واقعا جالب بود
پنجشنبه 18 آبان 1391 05:19 ب.ظ
سلام. متنتون عالی بود. من ماه محرمو خیلی دوست دارم. حال و هوای خاصی داره.
وحید 88دلت با امام حسین باشه همه ماه ها حال و هوای محرمو دارن
پنجشنبه 18 آبان 1391 01:18 ب.ظ


دنیا چرك نویسی بیش نیست...! "

فقط خدامی داند زنگ آخر دنیا كی به صدا در می آید!!! و چه كسی یك ضرب قبول یا رفوزه است.

وقت کردین یه سر بزنید...یا علی...


وحید 88باشه حتما
پنجشنبه 18 آبان 1391 11:44 ق.ظ
اگه عاشقی، سعی کن به عشقت برسی چون وقتی بره دیگه رفته.

اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.

چون تلخترین شیرینی روزگاره

......................................
آپم و منتظر حضورتون
وحید 88تجربه کردی؟
پنجشنبه 18 آبان 1391 08:50 ق.ظ
سلام

یادم رفت بگم با دوتا مطلب جدید درخدمتیم
وحید 88حتما سر میزنم دوست خوبم
پنجشنبه 18 آبان 1391 08:48 ق.ظ
سلام

هوای محرم داره یواش یواش توی احساسات و فکر آدم ها اثر میگذاره


وحید 88یاد امام حسین همیشه باید تو فکرا باشه نه فقط تو مان محرم
پنجشنبه 18 آبان 1391 12:59 ق.ظ
" בلم "

یـکـ کـوچــﮧ ے " بن بستــ " میــפֿـواهـد و یـکـ " باراטּ " نم نم
و یـکـ " خدا "
کـﮧ کـمے " باهم " راه برویم
"همین"
وحید 88راهم میرویم باکی نیست
چهارشنبه 17 آبان 1391 10:39 ب.ظ
تمام شد شب عید و نوای غم آید
که نم نمک غم عالم به روی هم آید

صدای قافله عشق می رسد بر گوش
که نه شب دگر آقا محرمت آید
باپست محرم وصفر به روزم
وحید 88حتما سر خواهم زد
چهارشنبه 17 آبان 1391 10:33 ب.ظ
سلام ممنونم ک دعوت کردین از الان ایام محرم تسلیت میگم مطالبتون فوق العادس
وحید 88همچنین منم تسلیت میگم
چهارشنبه 17 آبان 1391 10:07 ب.ظ
التماس دعا؟
وحید 88محتاج دعا
چهارشنبه 17 آبان 1391 07:44 ب.ظ
من ماه محرم و خیلی دوس دارم .... عاشق نذری دادنم
وحید 88مارو هم دعا کنید
چهارشنبه 17 آبان 1391 07:19 ب.ظ
سلام واقعا زیبا بود
وحید 88قابلی نداشت
چهارشنبه 17 آبان 1391 07:06 ب.ظ
عالی بود.

یاحسین....
چهارشنبه 17 آبان 1391 06:47 ب.ظ
خیلی زیباودلنشین بود... یازینب
وحید 88التماس دعا
چهارشنبه 17 آبان 1391 06:43 ب.ظ
یا حسین...
وحید 88یا زینب
چهارشنبه 17 آبان 1391 06:09 ب.ظ
salam

به دلم چسبید...
وحید 88پس نذار جدا بشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر