تبلیغات
دنیای مجازی - مطالب داستانهای پندآموز
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز : 5
» بازدید دیروز : 4
» بازدید این ماه : 41
» بازدید ماه قبل : 39
» بازدید کل : 108
» آخرین بازدید :

دارا و ندار

آقای بیل گیتس از تو ثروتمند تر هم هست؟

از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟

در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن کی؟

در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که ...



ادامه مطلب

:: مرتبط با: داستانهای پندآموز , اجتماعی ,
:: برچسب‌ها: داستان دارا و ندار , داستان بیل گیتس و پسر روزنامه فروش , از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟ , آقای بیل گیتس از تو ثروتمند تر هم هست؟ ,
:: لینک های مرتبط: طلبه جوان و دختر فراری (داستان واقعی!!!) ,
ن : وحید 88
ت : یکشنبه 22 بهمن 1391

میر داماد...


شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سكوت كند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.



ادامه مطلب

:: مرتبط با: داستانهای پندآموز , عرفانی ,
:: برچسب‌ها: در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است , محمد باقر ملقب به میر داماد ,
:: لینک های مرتبط: هفت داستان کوتاه و پندآموز , دلنوشته هایی عارفانه و زیبا با خــُدا ,
ن : وحید 88
ت : شنبه 11 آذر 1391

 
فقر و فحشا

یا میلیاردر بی پول می شناسید؟-من می شناسم-میلیاردر بی پول زنی است که در عقدنامه اش سکه های بسیار به عنوان مهریه ثبت شده ولی شوهرش بیکار و فقیر و بی پول است یا تنبل و بی عار که حتی توانایی پرداخت نفقه همسر خود را ندارد چه برسد به پرداخت مهریه.

 

ادامه مطلب

:: مرتبط با: داستانهای پندآموز , اجتماعی , فرهنگی ,
:: برچسب‌ها: فقر و فحشا , زنای محصنه , علل اختلافات زن و شوهر , سنگسار چیست؟ ,
:: لینک های مرتبط: ۱۰ حرفی که نباید به نامزدتان بزنید ,
ن : وحید 88
ت : پنجشنبه 11 آبان 1391

ازدواج به سبک شهداء


باز هم مجنون لیلایی شدیم              بعد عمری باز شیدایی شدیم

.(((شهید مصطفی چمران))).

مصطفی لبخند به لب داشت و من خیلی جا خوردم، فكر می‌كردم كسی كه اسمش با جنگ گره خورده و همه از او می‌ترسند، باید آدم قسی‌­ای باشد، حتی می‌ترسیدم، اما لبخند او و آرامشش مرا غافلگیر كر د ...



پدرم بین آفریقا و چین تجارت می­كرد و من فقط خرج می‌كردم، هر طوری كه می‌خواستم. پاریس و لندن را خوب می­‌شناختم، چون همه لباس‌هایم را از آن جا می‌خرید.

در دیداری كه به اصرار امام موسی صدر برگزار شد، ایشان به من گفت: «ما مؤسّسه‌ای داریم برای نگهداری بچّه‌های یتیم. فكر می‌كنم كار در آن جا با روحیه شما سازگار باشد. من می‌خواهم شما بیایی آن جا با چمران آشنا شوی» و تا قول رفتن به مؤسّسه را از من نگرفت، نگذاشت برگردم.یك شب در تنهایی همان طور كه داشتم می‌نوشتم، چشمم به یك نقّاشی كه در تقویمی ‌چاپ شده بود، افتاد. یكی از نقّاشی‌ها زمینه‌ای كاملا سیاه داشت و وسط این سیاهی، شمع كوچكی می‌سوخت كه نورش در مقابل این ظلمت، خیلی كوچك بود. زیر نقّاشی به عربی شاعرانه‌ای نوشته شده بود:
«من ممكن است نتوانم این تاریكی را از بین ببرم، ولی با همین روشنایی كوچك، فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می‌دهم و كسی كه دنبال نور است، این نور هر چقدر كوچك باشد، در قلب او بزرگ خواهد بود»     



ادامه مطلب

:: مرتبط با: داستانهای پندآموز , اجتماعی , فرهنگی ,
:: برچسب‌ها: شهید حمید باکری , شهید محمد ابراهیم همت , شهید مصطفی چمران , نحوه ازدواج شهدای بزرگ دفاع مقدس ,
ن : وحید 88
ت : جمعه 5 آبان 1391

 داستانهای پندآموز

شمس و مولانا و قصه تهیه شراب توسط مولوی

می گویند: روزی مولانا، شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟
مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شراب خوار هستی؟
شمس پاسخ داد: بلی.
مولانا: ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم
- حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن
- در این موقع شب، شراب از کجا پیدا کنم؟


ادامه مطلب

:: مرتبط با: داستانهای پندآموز , جملات ادبی و زیبا ,
:: برچسب‌ها: شمس و مولانا و قصه تهیه شراب توسط مولوی , کیسه میوه , مرد سنگ شکن , زورآزمایی خورشید و باد , صوفی درویش در چادر مخملین و گدا , پیرمرد بازنشسته و مزاحمت بچه های مدرسه , دفتر مشق ,
:: لینک های مرتبط: طلبه جوان و دختر فراری (داستان واقعی!!!) ,
ن : وحید 88
ت : دوشنبه 1 آبان 1391

جنون عشق...

چشمه ها در زمزمه، رودها در شستشو موجها در همهمه، جویا در جستجو

باغ ، در حالِ قیام ،كوه ، در حالِ ركوع آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ، پیشانی به خاك ، ابر سر برآسمان مثل گنبد خم شده ، قامتِ رنگین كمان

ابر در حالِ سفر ، آسمان غرقِ سكوت برسرِ گلدسته ها ، بالِ مرغان در قنوت

كاسة شبنم به دست ، لاله می گیرد وضو بیدها گرمِ نماز ، بادها در های و هو

سرو سر خَم می كند ، غنچه لب وا می كند در میان شاخه ها، باد غوغا می كند

شاخه ها گل می كنند لحظة سبز دعا دستها پُل می زنند ، بین دلها و خدا






ادامه مطلب

:: مرتبط با: داستانهای پندآموز , جملات ادبی و زیبا , مذهبی , عرفانی ,
:: برچسب‌ها: نجات از جنون عشق مجازی , عشق واقعی! , اهمیت نماز ,
:: لینک های مرتبط: طلبه جوان و دختر فراری (داستان واقعی!!!) ,
ن : وحید 88
ت : یکشنبه 30 مهر 1391



تحلیل آمار سایت و وبلاگ
تبلیغات اینترنتی